گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۹۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قسم به خط لب ساقی و دعای قدح

که آب خضر نیرزد به رونمای قدح

گذشت عید بهار و ز تنگدستیها

رخی به رنگ نداریم از حنای قدح

هلال گوشه ابرو نمود، باده بیار

که همچو موج دلم می پرد برای قدح

اگر چه تخم طمع زردرویی آرد بار

زکات رنگ به گلشن دهد گدای قدح

مرا ز همت مستانه شرم می آید

که نقد هستی خود را کنم فدای قدح

نصیحت تو به جایی نمی رسد زاهد

تو و تلاوت قرآن، من و دعای قدح

به عندلیب بگو از زبان من صائب

تو و ستایش گلشن، من و ثنای قدح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام