گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح

چرخ یک تنگ شکر شد ز شکرباری صبح

دل ازان زلف و بناگوش چه گلها که نچید

بی اثر نیست فغان های شب و زاری صبح

نیست امید سحر عاشق دلسوخته را

شب این طایفه باشد خط بیزاری صبح

پیشتر زن که شود آتش خورشید بلند

بر فروز آتش آهی به طلبکاری صبح

صورت حشر که در پرده غیب است نهان

می توان دید در آیینه بیداری صبح

همچو خورشید دل زنده اگر می خواهی

صائب از دست مده دامن بیداری صبح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام