گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج

نبود خانه آیینه به روزن محتاج

کرده ام غنچه صفت باغ خود از خانه خویش

نیستم با دل صد پاره به گلشن محتاج

غیر ازین شکوه ازان دست گهربارم نیست

که مرا کرد به دریوزه دامن محتاج

جلوه حسن ز کوته نظران مستغنی است

نیست عیسی به نظربازی سوزن محتاج

نیست موقوف طلب، همت اگر سرشارست

دامن ابر نبشاد به فشردن محتاج

شاهد نقص جنون است به صحرا رفتن

شعله سرکش ما نیست به دامن محتاج

در گلستان جهان غیر دل من صائب

غنچه ای نیست که نبود به شکفتن محتاج

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرّخ نوشته:

بیت ۵، مصرع دوم اینگونه صحیح‌ست:
دامن ابر نباشد به فشردن محتاج

کانال رسمی گنجور در تلگرام