گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی یار بهار دلنشین نیست

این پنبه داغ یاسمین نیست

صد شکر، به دست کوته من

صد بند ز چین آستین نیست

در دامن برگ پا شکسته است

داغ دل لاله خوش نشین نیست

در خانه او چو خانه زین

پایم ز نشاط بر زمین نیست

نزدیکان را نمی شناسد

فریاد که یار دوربین نیست

در زیر لبش هزار عذرست

امروز که چینش بر جبین نیست

من بلبل غنچه حجابم

بیزارم از آنچه شرمگین نیست

هر کس که شنید فکر صائب

حرفی به لبش جز آفرین نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام