گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۳۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است

بر این حرف بلندم نی گواه است

به حق از تنگنای نی رسیدم

خوشا ملکی که اینش شاهراه است

همه سر اناالحق می سراید

ندانم آب این نی از چه چاه است

نوایش گوش را تنگ شکر کرد

دهان نی که را تا بوسه گاه است

کباب شعله آواز گردم

که یک زنجیره او زلف آه است

نوای عود در طاقت گدازی

به آتشدستی برق نگاه است

مشو از کاسه طنبور غافل

که لبریز از شراب عقل کاه است

بکش دست نوازش بر سر چنگ

که لوح سینه ام بر مد آه است

تأمل چیست در دلها شکستن؟

تصور کن همان طرف کلاه است

گناه شرمگینان را چو صائب

زبان بی زبانی عذرخواه است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام