گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است

چون تابه گرم گردد، این دانه را عروسی است

از سینه های گرم است هنگامه جهان گرم

تا هست باده در جوش میخانه را عروسی است

رطل گران بود سنگ از دست تازه رویان

هر جا که کودکانند دیوانه را عروسی است

شد عشق سنگدل شاد تا باختیم ایمان

برگشت هر که از دین بتخانه را عروسی است

هنگامه محبت افسردگی ندارد

از فیض عشق سی شب پروانه را عروسی است

نگذاشت شور مجنون یک طفل در دبستان

در خانه ای عروسی، صد خانه را عروسی است

باطل ز قرب باطل صائب شکفته گردد

در گوش خوابناکان افسانه را عروسی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام