گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

همین بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است

دیگر چه گل ندانم در گلستان شکفته است

یارب که می خرامد بیرون ز خانه کامروز

هر جا گل زمینی است تا آسمان شکفته است

جان می دهد به عاشق روی عرق فشانش

از آب خضر گویا این گلستان شکفته است

از تنگنای غم دل بیرون نیاید آسان

خون خورده غنچه عمری تا یک دهان شکفته است

خمیازه نشاط است روی گشاده گل

ورنه که از ته دل در این جهان شکفته است؟

از خنده برق را نیست مانع هجوم یاران

در عین گریه ما را دل همچنان شکفته است

از خصم خنده رویی برق جگر گدازست

ایمن مشو به رویت گر آسمان شکفته است

چون دل گرفته باشد ماتم سراست عالم

ورزان که دل شکفته است صائب جهان شکفته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حیران نوشته:

فکر میکنم بیت اول اشتباه تایپ شده چون وزن غلط است
در کتاب دویست و یک غزل صائب اینطور نوشته:
هم بلببل است خندان…

کانال رسمی گنجور در تلگرام