گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ظلم فریادی از ضعیفان است

ناله برق در نیستان است

تیغ بیدادگر دو سر دارد

از هدف بیش تیر نالان است

سفره خاک و خوان گردون را

سر پر شور من نمکدان است

قفس من سواد شهر بود

بال من پره بیابان است

ناله عجز پیش سنگدلان

بانگ اسلام و کافرستان است

جز در حق به هر دری که روی

مد انعام، چوب دربان است

نپذیرد ز هیچ کس احسان

هر که از بندگی گریزان است

رشته عمر مسند آرایان

به درازی مد احسان است

تلخی عیش در قناعت نیست

خاک بر مور شکرستان است

هر کجا بی تکلفی باشد

زندگانی و مرگ آسان است

زندگی صرف خوبرویان کن

به زر قلب یوسف ارزان است

از حیا حسن جاودان ماند

عرق شرم آب حیوان است

گل بی خار این چمن صائب

در گریبان غنچه خسبان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام