گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می گلرنگ خونی رازست

لب ساغر خموش غمازست

دهن شیشه مغرب عقل است

لب پیمانه مشرق رازست

یک الف وار نیست گوشه امن

صفحه خاک، سینه بازست

عقل با عشق مشتبه نشود

ذره از آفتاب ممتازست

بلبل بوستان شوق ترا

شکن دام، بال پروازست

طور آخر گل از تجلی چید

کار افتادگان خداسازست

دل صائب ز شوق آب شده است

تشنه خاک پاک شیرازست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام