گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر زهاد خشک بی شورست

لب دلمردگان لب گورست

سر بی شور، جام بی باده

دل بی عشق زنده در گورست

دل پر داغ، لاله زار بهشت

سر پر شور، قصر پر حورست

در شکستن بود حلاوت دل

شهد در کسر شان زنبورست

چون هما رزقش استخوان سازند

به سعادت کسی که مغرورست

زخم در تیغ می شود ناسور

بس که آفاق پر شر و شورست

چه کنم تن به عاجزی ندهم؟

که زمین سخت و آسمان دورست

ره مده حرص و آز را در دل

که پر و بال دشمن مورست

تلخ شیرین لبان گوارنده است

باده صائب ز آب انگورست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام