گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در وطن جوهر سخن خوارست

در نگین نام رو به دیوارست

در غریبی کند سخن شهرست

گل نمایان به طرف دستارست

نیست از جذب کهربا نومید

کاه هر چند زیر دیوارست

بر ندارد کسی که بار از دل

دیدنش بر دل جهان بارست

پاس رخسار گلعذاران را

عرق شرم، چشم بیدارست

بیکسان را غمی نمی باشد

غم عالم به قدر غمخوارست

دل عاشق کجا و کعبه و دیر؟

کودک شوخ، خانه بیزارست

هر بلندی که آخرش پستی است

پیش صاحب بصیرتان دارست

مور تلخی نمی کشد صائب

خاک بر قانعان شکرزارست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام