گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۶۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است

هر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است

هر آه جگرسوز که از سینه برآید

در دامن صحرای جزا سایه بیدی است

هر نوع شکستی که ترا روی نماید

چون موج درین بحر پر و بال جدیدی است

تا خلوت یوسف که صبا راه ندارد

از دیده یعقوب عجب راه سفیدی است

در دامن دشتی که تو می می کشی امروز

هر لاله او شمع سر خاک شهیدی است

صائب اگرت دیده بیدار نخفته است

در پرده شبگیر عجب صبح امیدی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام