گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است

این سیل سبکسیر به هر کوچه دویده است

ای غنچه خندان به حیا باش که شبنم

آواز شکر خنده گل را نشنیده است

در بردن دل اینهمه تعجیل چه لازم؟

این طور زلیخا پی یوسف ندویده است

در صاف خموشی نبود درد ندامت

دندان تأسف لب ساغر نگزیده است

صائب نفس مشک فشان تو مکرر

از مغز غزالان ختن عطسه کشیده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام