گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست

رفتار تو سیلی است که دل خار و خس اوست

هر ناله که از دل ز سر صدق برآید

صبحی است که تسخیر جهان در نفس اوست

نخلی که برآرنده خود را نشناسد

سر پیش فکندن ثمر پیشرس اوست

هر چند که از محمل لیلی اثری نیست

صد بادیه پر شور ز بانگ جرس اوست

با هر که کسی نیست به جز بیکسی او را

صائب به ادب باش که بی گفت، کس اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام