گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست

تا لب گشاده است در توبه بسته نیست

گر محتسب شکست خم میفروش را

دست دعای باده پرستان شکسته نیست

نتوان مرا دگر به فسون رام خویش کرد

مرغ ز دام جسته من چشم بسته است

چون نوبت نگاه رسد خسته می شود

چشمت که در شکستن دل هیچ خسته نیست

بنمای یوسفی که درین قحط سال عشق

بر چهره اش غبار کسادی نشسته نیست

مویی دم ز فکر دهان و میان او

هر چند در تصور او هیچ بسته نیست

آنجا که برق غیرت عشق است نامه سوز

هر قاصدی که پی نکنی، پی خجسته نیست

صائب برو به کوی خرابات فرش شو

کانجا به غیر توبه کسی دلشکسته نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرّخ نوشته:

لطفا مصراع دوم بیت ۳ به:
مرغ ز دام جسته من چشم بسته نیست
و مصراع اول بیت ۶ به:
مویی شدم ز فکر دهان و میان او
اصلاح گردد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام