گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان رمیده را به جهان بازگشت نیست

دست بریده را به دهان بازگشت نیست

شبنم دو بار بازی بستان نمی خورد

دل را به رنگ و بوی جهان بازگشت نیست

از اشک و آه خویش ندیدم نتیجه ای

در طالع شرار و دخان بازگشت نیست

دل چون ز دست رفت نیاید به جای خویش

یاقوت را به سینه کان بازگشت نیست

هر رقعه ای که می کنم انشا به آن نگار

در طالعش چو برگ خزان بازگشت نیست

پای به خواب رفته ما را چو پای خم

دیگر به خاک کوی مغان بازگشت نیست

افکنده سپهر نگردد دگر بلند

تیر شهاب را به کمان بازگشت نیست

جستیم از کشاکش چرخ از شکستگی

تیر شکسته را به کمان بازگشت نیست

مرغ ز دام جسته نیفتد دگر به دام

صائب مرا به ملک جهان بازگشت نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام