گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشمم به دستگیری لطف جیب نیست

نبضم رهین منت دست طبیب نیست

(در بحر فکر از سر اخلاص می روم

باشد یتیم اگر گهر من غریب نیست)

(مقراض می کنیم به یک حرف زلف بحث

رعناست سرو اگر چه، ولی جامه زیب نیست)

(در شمع بین که چون سرش افتاد زیر پا

یک پله فراز جهان بی نشیب نیست)

(صد بوسه از لب تو لب جام می گرفت

یک بوسه قسمت لب این بی نصیب نیست)

(دست و بغل به خرمن گل رفته ایم ما

چون خرمن سرین تو آغوش زیب نیست)

دل می برد ز کف در و دیوار خانه ات

گلمیخ آستان تو بی عندلیب نیست

(صائب نمی زند نمکی بر جراحتم

حسنی که همچو دانه آدم فریب نیست)

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام