گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است

مرغ حریص را گره دام، دانه ای است

شور مرا نسیم بهاران بهانه ای است

هر شاخ گل، جنون مرا تازیانه ای است

از اختیار ناقص خود دست شستن است

گر بحر بیکران جهان را کرانه ای است

شوری که کوه سر به بیابان نهد ازو

بخت به خواب رفته ما را فسانه ای است

آزاده ای که خاک نهادی است مشربش

بر صدر اگر قرار کند، آستانه ای است

دل را بس است از دو جهان درد و داغ عشق

مرغ غریب را پر و بال آشیانه ای است

زنهار پا برون منه از گوشه قفس

مطلب ز زندگانی اگر آب و دانه ای است

چون آفتاب خنده بر آفاق می زند

آن را که همچو چهره زرین، خزانه ای است

صحن چمن ز نغمه طرازان تهی شده است

از بلبلان به جای، همین آشیانه ای است

صائب در کریم به محتاج بسته نیست

طاعت وسیله ای و عبادت بهانه ای است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام