گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۹۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم ترم که مشرق چندین ستاره است

بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟

از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام

چون لاله در کفم جگر پاره پاره است

ما می رویم در دهن شعله چون نسیم

چنگ گریز، کار سپند و شراره است

از دست و پا زدن نیم آزاد زیر چرخ

یک دم، چو طفل شوخ که در گاهواره است

از ره عنان بتاب که کارت به خیر نیست

دامن کش توکل اگر استخاره است

بر نقش پای مور به آهستگی خرام

زنجیر فیل مست مکافات، پاره است

شور حوادثم نجهاند ز خواب خوش

چندان که نازبالشم از سنگ خاره است

صد کاروان اشک گذشت و خبر نیافت

صائب ز بس به روی تو گرم نظاره است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام