گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۸۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است

خاکش خمیر مایه تزویر بوده است

شد رشته حیات ز پیری سبک عنان

موی سفید شهپر این تیر بوده است

یک دل گشاده از نفس گرم من نشد

این باغ پر ز غنچه تصویر بوده است

داند که من چه می کشم از تنگنای چرخ

چون طعمه هر که در دهن شیر بوده است

خون شکایت از لب خورشید می چکد

پستان صبحگاه چه بی شیر بوده است

حیرت علاقه دو جهان را ز من برید

دست ز کار رفته به شمشیر بوده است

از تیغ آبدار برد فیض آب خضر

هر کس ز زندگانی خود سیر بوده است

دیوانه شو که عشرت طفلانه جهان

در کوچه سلامت زنجیر بوده است

داند به من چه می رود از ترکتاز عشق

در راه سیل هر که زمین گیر بوده است

صائب به یک پیاله طلا گشت قلب من

آب و هوای میکده اکسیر بوده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام