گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نقش و نگار دشمن دلهای ساده است

جوهر به چشم آینه موی زیاده است

گر دل شود گشاده ز گلزار خلق را

باغ و بهار ما دل و دست گشاده است

می گردد از غبار یتیمی عزیزتر

چون گوهر آن که از صدف پاک زاده است

داده است هر که تن به لگدکوب حادثات

چون راه سر به دامن منزل نهاده است

آن خال نیست زیر لب روح بخش او

کز داغ آب خضر سیاهی فتاده است

جز تیغ برق سیر گران لنگر تو نیست

آبی که تند می رود و ایستاده است

صائب مدام جان نگونش پر از می است

هر کس که چون حباب هوادار باده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام