گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را

مومیایی از شکست خویش باشد ماه را

پرده دار نقص شد کوته زبانی ها مرا

جامه کوتاه، رعنا می کند کوتاه را

حرف می آید به دشواری برون از خامه ام

قیمت کم کرد بر یوسف گوارا چاه را

گر چه از خوابیدگی پایان ندارد راه عشق

می توان کوتاه کرد از پیچ و تاب این راه را

گر چنین بر گرد رخسار تو خواهد گشت خط

هاله خواهد بر کمر زنار گشتن ماه را

جذبه توفیق خواهی، در سبکباری بکوش

کهربا با دانه نتواند ربودن کاه را

شمع ها را گر چه باد صبح می سازد خموش

می کند روشن نسیم صبح شمع آه را

قامت خود صائب از بار عبادت حلقه ساز

باز اگر خواهی به روی خود در الله را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام