گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روشنگر وجود به راه اوفتادن است

در جویبار، سبزی آب از ستادن است

رو تافتن ز پیکر خاکی پس از وصول

بعد از نماز پشت به محراب دادن است

عرض نیاز خویش به پاکیزه گوهران

لب چون صدف به ابر بهاران گشادن است

دست دعا بلند نکردن به وقت صبح

بر سینه دست پیش کریمان نهادن است

بر روی غافلان جهان خنده سپهر

از رود نیل کوچه به فرعون دادن است

در موج خیز حادثه آسوده زیستن

در رهگذار سیل میان را گشادن است

صائب بود به گرد سرش کعبه در طواف

آن رهروی که منزلش از پا فتادن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام