گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است

دست ز کار رفته اهل توکل است

چون عاشقی کند به دل جمع عندلیب؟

در گلشنی که غنچه پریشانتر از گل است

نقش مراد دیده جوهرشناس ماست

چین جبین که جوهر تیغ تغافل است

زان خال عنبرین نتوان سرسری گذشت

هر نقطه زین صحیفه محل تأمل است

صائب درین زمانه نمکدان عشق را

شوری که مانده است همین شور بلبل است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام