گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باغ و بهار چشم پر آب من آتش است

ساقی و مطرب و می ناب من آتش است

بلبل نیم که آتش گل سازدم کباب

پروانه ام، شراب و کباب من آتش است

چون عشق در طبیعت من انقلاب نیست

صلح و نزاع و لطف و عتاب من آتش است

تا روی آتشین نبود، وا نمی شوم

چون اشک شمع، عالم آب من آتش است

در سینه گداخته ام آه سرد نیست

دریای آتشم که سحاب من آتش است

رسواترست پرده رازم، ز راز من

داغ محبتم که نقاب من آتش است

طوطی نیم که آینه از من سخن کشد

یاقوت کن قدح، که شراب من آتش است

باشد کباب آتش، هر جا سمندری است

من آن سمندرم که کباب من آتش است

اشک یتیمم و عرق روی شرمگین

از من حذر کنید که آب من آتش است

از اشک بلبلان گل من آب خورده است

بگذر ز خون من که گلاب من آتش است

صائب من آن سمندر دیوانه مشربم

کز دود خویش سلسله تاب من آتش است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام