گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

حالا به فکر دلبری افتاده ابرویت

تیغ برهنه روی تو نوخط جوهرست

تنها نه من دل پری از باغ می برم

شبنم هم از تبسم رسوای گل، ترست

کی رو ز تلخرویی دریا به هم کشد؟

ابر مرا معامله با آب گوهرست

دارد خبر ز آه من و تنگنای چرخ

هر شعله ای که در قفس تنگ مجمرست

پرویز داغ غیرت خود را علاج کرد

شیرین تندخوی همان داغ شکرست

از آستان عشق به جایی نمی رود

صائب یکی ز حلقه به گوشان این درست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام