گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است

قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است

چشمی که باز کردن آن به ز (بستن است)

در عالم مشاهده آن چشم عبرت است

چشم صفا مدار ز گردون ( )

کاین آسیا همیشه پر از گرد کلفت است

بینایی نظر به مقامی نمی رسد

دارالامان مردم آگاه، حیرت است

بی پاس شرع، وضع جهان مستقیم نیست

قانون حفظ صحت عالم، شریعت است

فرمان پذیر شرع چو گشتی به امر و نهی

ناکردنی است هر چه خلاف مروت است

چون هست بر جناح سفر، بهر اعتبار

بال هما صحیفه عنوان دولت است

آگاه را سفیدی مو تازیانه ای است

در دیده های نرم، رگ خواب غفلت است

روی زمین ز سجده اخلاص ساده است

طاعات خلق بیشتر از روی عادت است

بر صبر خود مناز، که دارد فلاخنی

زلفش به کف، که سنگ کمش کوه طاقت است

چرخ وسیع، چشمه سوزن بود (بر او)

در دیده کسی که مقید به ساعت است

رزقش رسید ز عالم بالا به پای خویش

صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام