گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا

سیل نتواند ز جا کندن ز سنگینی مرا

بود بی رنگی ز آفت جوشن داودیم

تخته مشق شکستن کرد رنگینی مرا

تا درین گلشن پر و بالم چو طوطی سبز شد

غوطه در زنگ قساوت داد خودبینی مرا

شد به من آب حیات از خاکساری خوشگوار

کرد دلسرد این سفال از کاسه چینی مرا

گر شد از شیرین زبانی قسمت طوطی شکر

نیست جز جوش مگس حاصل ز شیرینی مرا

دیگران گر انتظار روز محشر می کشند

محنت فرداست نقد از عاقبت بینی مرا

از حیات رفته صائب حاصل من حسرت است

نیست غیر از دست پرخاری ز گلچینی مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام