گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۳۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر ز دیده ام ای سروناز خواهی رفت

چگونه از دلم ای دلنواز خواهی رفت؟

به نور عاریه، ای ماه نو چه می بالی؟

که در دو هفته به خرج گداز خواهی رفت

میان مسجد و میخانه هیچ فرقی نیست

به این حضور اگر در نماز خواهی رفت

گذشت عمر تو در فکر چاره جوییها

ز چاره کی به در چاره ساز خواهی رفت؟

نرفت شانه به صد پا ز زلف یار برون

تو چون به این ره دور و دراز خواهی رفت؟

ز حسن عاقبت مرگ اگر شوی آگاه

نفس گداخته اش پیشواز خواهی رفت

چنین که واله طفلان ز سادگی شده ای

به خرج ابجد عشق مجاز خواهی رفت

رسید عمر به انجام، تا به کی صائب

نفس گسسته به دنبال آز خواهی رفت؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام