گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا

جوهر دیگر بود در گوهرافشانی مرا

چون نباشم یک سر و گردن بلند از آفتاب؟

می کند زخم تو بر گردن گریبانی مرا

گر نمی شد دانه خال تو خضر راه کفر

سبحه می انداخت در دام مسلمانی مرا

در قیامت هم نخواهم از عتابش شکوه کرد

زین زبان بندی که کرد آن چین پیشانی مرا

عشق تا دست نوازش بر سر دوشم کشید

عمر چون کاکل به سر شد در پریشانی مرا

از هوا گیرد خطر را کشتی من چون حباب

هر نسیمی می تواند کرد طوفانی مرا

ظاهرم گو جلوه گاه صورت دیبا مباش

بس بود آیینه سان تشریف عریانی مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام