گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

طریق مردم سنجیده خودستایی نیست

که کار آتش یاقوت ژاژخایی نیست

به اهل دل چه کند حرف بادپیمایان؟

نشانه را خطر از ناوک هوایی نیست

ز خنده رویی گردون فریب رحم مخور

که رخنه های قفس رخنه رهایی نیست

اگر چه دامن گل خوابگاه شبنم شد

خوشم که دولت تردامنان بقایی نیست

شکنجه نظر شور خلق دلسوزست

به مدعا نرسیدن ز نارسایی نیست

اگر تردد خاطر سخن قبول کند

کلید رزق به غیر از شکسته پایی نیست

همیشه سرو تهیدست ازان بود سرسبز

که هیچ چشم به دنبال بینوایی نیست

کناره گیر ز مردم که بی دماغان را

شکنجه بتر از پاس آشنایی نیست

به هر که هر چه دهی نام آن مبر صائب

که حق خود طلبیدن کم از گدایی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام