گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست

به قلب شعله زدن کار نی سواران نیست

به روز ابر، زر مطربان به باده دهید

که هیچ نغمه تر چون صدای باران نیست

عجب که آتش دوزخ به خویشتن گیرد

دلی که سوخته آتشین عذاران نیست

به بیقراری دل وا شده است دیده ما

سپند در نظر ما ز بیقراران نیست

چو گردباد نگردم به گرد خود، چه کنم؟

درین زمانه که گردی ز خاکساران نیست

سخن به بال هوادار اوج می گیرد

وگرنه ناله قمری کم از هزاران نیست

همیشه ابرتری هست در نظر صائب

خرابه دل ما بی هوای باران نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام