گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست

اگر شکسته مه شد ز آفتاب درست

مرو به مجلس می اگر به توبه می لرزی

سبو همیشه نیاید برون ز آب درست

به یک سفر نشود پخته آدمی هرگز

به یک مقابله کی می شود کتاب درست؟

ز سیل حوادث سر پا برهنه بیرون رفت

نشست هر که درین عالم خراب درست

دل درست ز دنیا نمی توان بردن

ز بحر چون به کنار اوفتد حباب درست؟

ازین که نسبت او کرده ام به ماه تمام

ندیده ام به رخ یار از حجاب درست

چه سود صبح وطن، سینه چاک غربت را؟

کتان پاره نگردد به ماهتاب درست

شکست لازم طرف نقاب افتاده است

ز فرهادها نبود فرد انتخاب درست

هزار شیشه شکست و درست شد صائب

نشد شکستگی دل به هیچ باب درست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام