گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خط تو چهره گشای بهار آینه است

تبسمت گل جیب و کنار آینه است

ز اشتیاق تماشای خود چه خواهی کرد؟

که آه غیرت من پرده دار آینه است

هزار میکده خون جگر تلف کردیم

هنوز چهره ما شرمسار آینه است

قسم به عشق که از فیض پاکدامانی است

که خلوت همه خوبان کنار آینه است

ملامت دل صائب ز عشق بی اثرست

همیشه حسن پرستی شعار آینه است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام