گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حریم میکده پر جوش از خروش من است

شراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است

شراب من چه عجب خشت اگر ز خم برداشت

که سقف میکده ها را خطر ز جوش من است

مشو ز بلبل آتش نوای من غافل

که جوش خون گل و لاله از خروش من است

به خون چو لاله کشد صد هزار پرده گوش

ترانه ای که نهان در لب خموش من است

به آه سرد بود زندگی مرا چون صبح

اگر به خواب روم این علم به دوش من است

ازان گلی که ازین باغ بیخبر چیدم

هنوز نوحه مرغ چمن به گوش من است

ز گوشه گیری خال لب تو معلوم است

که آن بلای سیه در کمین هوش من است

هزار ناله بی پرده در جگر دارم

ترحم است بر آن کس که پرده پوش من است

اگر چه هست گران، ظرفهای پر صائب

سبو ز می چو تهی شد گران به دوش من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام