گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است

نشاط روی زمین در رکاب صبحدم است

صفای چهره شبنم، گل سحرخیزی است

نقاب دولت بیدار، خواب صبحدم است

دمی که تیره نباشد، دم مسیحایی است

شبی که خوش گذرد در حساب صبحدم است

ز تیغ او جگر زخم تازه می گردد

که صیقل دل مخمور، آب صبحدم است

جهان ز پرتو خورشید غوطه زد در تیغ

هنوز شبنم ما مست خواب صبحدم است

مباد صرف کنی اشک و آه را بی وقت

که این متاع گرانمایه، باب صبحدم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام