گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرود مجلس ما جوش مستی ازل است

بط شراب در اینجا خروس بی محل است

بسا شکست کز او کارها درست شود

کلید رزق گدا، پای لنگ و دست شل است

ز حال سوختگان بو کجا توانی برد؟

ترا که گل به گریبان و مشک در بغل است

جهان چو دیده سوزن بود بر آن غافل

که تار و پود حیاتش ز رشته امل است

حدیث مرده دلان را به گوش راه مده

که رخنه لب این قوم، رخنه اجل است

به من که پاکتر از چشم عشقبازانم

مدار چرخ مشعبد به مهره دغل است

به غیر سایه دیوار خاکساری نیست

عمارتی که درین روزگار بی خلل نیست

جنون طرازی ما نیست صائب امروزی

میان ما و جنون آشنایی ازل است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام