گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۴۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر روی تو صفا از خط شبرنگ گرفت

آخر این آینه خوش صیقلی از رنگ گرفت

مرغ دل با قفس سینه به پرواز آمد

باز این مطرب تر دست چه آهنگ گرفت؟

گشت از سلسله عمر ابد کامروا

هر که دامان سر زلف تو در چنگ گرفت

سبز شد ناخن تدبیر و نمی گردد صاف

از نم اشک که آیینه من زنگ گرفت؟

ورق بال مرا صفحه مسطر زده کرد

بس که بر بلبل من کار قفس تنگ گرفت

نه همین چهره صائب ز تو خونین جگرست

هر که آمد به تماشای تو این رنگ گرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام