گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۳۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟

هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت

باده هر جا که بود چشمه کوثر نقدست

هر کجا سرو قدی هست دو بالاست بهشت

دل رم کرده ندارد گله از تنهایی

که به وحشت زدگان دامن صحراست بهشت

از درون سیه توست جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت

دارد از خلد ترا بی بصریها محجوب

ورنه در چشم و دل پاک مهیاست بهشت

هست در پرده آتش رخ گلزار خلیل

در دل سوختگان انجمن آراست بهشت

عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت

نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت

صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش

که درین آینه بی پرده هویداست بهشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غلامرضا راوند نوشته:

وزن مصرع دوم بیت اول درست نیست.

هرکجا بخت خوش افتاد همانجاست بهشت

مهبد طاهرى نوشته:

همونطور که آقاى راوند گفتن مصراع دوم بیت اول نادرست است
هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

اشکان صفری نوشته:

سلام
طبقه گفته آقای راوند مصرع دوم باید اصلاح شود.

ممنونم عالی بود.

امیر نوشته:

مصرع اول بیت چهرم دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

مسلم نوشته:

عرض سلام و احترام

عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت اوندانست که در ترک تمناست بهشت

روفیا نوشته:

اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس لذت نخوانی
این باور رهبانی چندان با دانش انسان شناسی امروز همخوانی ندارد.
تنها کسی می تواند چنین چیزی را ادعا کند که ابتدا طعم لذت یا شهوت را چشیده باشد و نیازش مرتفع شده باشد.
بسیار دور از واقع بینی است که به انسان گرسنه یا جوانی که نیاز جنسی اش برای سال ها برطرف نشده است بگوییم :
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس لذت نخوانی
بعد از ارضاء گرسنگی هم که ترک خوردن شاهکار نیست! این پیامد به طور طبیعی روی می دهد!!
امروز می گویند انسانی که نیازهای فیزیولوژیک او بی پاسخ مانده است نمی تواند به مراتب بالاتری از رشد و تکامل نایل آید. اگر آدمی راستی گرسنه باشد و از خوردن پرهیز کند قوای جسمی و فکری اش تحلیل خواهد رفت.

نادر.. نوشته:

دوست عزیز، روفیا
اشاره جالبی داشتید به “نیاز”
پاسخ دادن به نیازها کاملا منطقی است، و چه نیکوست که با لذت همراه است.
سئوال اینجاست که نیازهای انسان چیست و چه مراتبی دارد؟ نیازهای انسان با رشد عقل و معرفتش تنوع یافته و شکلهای عالی تری به خود می گیرد که به تناسب، پاسخ به آنها نیز لذتی به مراتب عالی تر خواهد داشت ..
بیشتر به توجه بر این تفاوت ها تاکید شده است و نه بی اهمیت شمردن نیازهای ابتدایی تر از جمله نیازهای فیزیولوژیک که همه آگاهیم نیازهایی دائمی بوده و رسیدگی مناسب به آنها لذت بخش - هرچند زودگذر - است.
می توان در این مرحله توقف نموده، با ترفندهایی لذت ناشی از پاسخ به آنها را مثلا با ایجاد تنوع، ارتقاء داد.. و یا به صورتی متعادل، به نیازهای عالی تر وجود نیز توجه داشت و آنگاه در درون خویش میزان ارزشمندی هر یک را سنجید..

پریشان روزگار نوشته:

دوستان
فراموش نفرمایید که که شاعر در بیت تخلص به قول معروف ؛ بند را آب داده است!!
صایب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش!!

چه در آََیینه رخ این زیبا یان بهشت راستین هویداست!

روفیا نوشته:

نیکو گفتید دوست جان
و حق مطلب را به جا آوردید!

کانال رسمی گنجور در تلگرام