گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دار ازان چوب به پیش ره منصور گذاشت

که قدم از ره باریک ادب دور گذاشت

این همان جلوه حسن است که چون ساقی شد

داغ بی حوصلگی بر جگر طور گذاشت

لب ببند از سخن حق که همین گستاخی

بالش دار به زیر سر منصور گذاشت

وادی عشق چه وادی است که با آن وسعت

پای باید همه جا بر کمر مور گذاشت

کلک صائب نشود کندرو از طعنه خصم

نتوان اره به فرق شجر طور گذاشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام