گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر چه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست

مژه ام چشم به راه مدد جیحون نیست

رزق موری چو من از خوشه آن زلف برید

یک جو انصاف در آن چهره گندم گون نیست

صاف کن آینه و رو به خرابات گذار

خشت خم هیچ کم از سینه افلاطون نیست

الف قد تو آورده رعونت با خویش

مصرع سرو به تقطیع کسان موزون نیست

حاصل دهر بود لازم ناموزونی

سرو ازان بی ثمر افتاد که ناموزون نیست

صائب این کاوش ایام نه تنها با توست

چهره کیست که از خون جگر گلگون نیست؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام