گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟

خار این بادیه در پرده صد آبله است

هر که گردید سبکروح، نماند به زمین

بوی گل را نفس باد صبا راحله است

رشته جان سراسیمه مشتاقان است

هر طرف موج سرایی که درین مرحله است

نیست در باده کمی میکده عرفان را

این قدر هست که منصور تنک حوصله است

می دهد هر جرس از آبله پر خون یاد

چشم خونبار که یارب پی این قافله است؟

محنت روی زمین با دل من دارد کار

خار صد بادیه را چشم بر این آبله است

نفس آگاه دلان عاجز شیطان نشود

سگ کم از شیر نباشد چو شبان با گله است

چون نباشد به سر زلف سخن سوگندش؟

صائب از حلقه به گوشان همین سلسله است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام