گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است

پی خضرست که بر چشمه حیوان گشته است

چهره نو خط ما روی مه کنعانی است

که کبود از اثر سیلی اخوان گشته است

طمع رحم ازان دشمن ایمان زودست

که به تیغ خط بیرحم مسلمان گشته است؟

وای بر عاشق بیچاره که هر حلقه خط

گرد رخساره او چشم نگهبان گشته است

ماه از هاله سر خود به گریبان برده است

تا خط سبز به گرد رخ جانان گشته است

خط که ارباب هوس را رقم نومیدی است

مد احسان من بی سر و سامان گشته است

به صف محشر اگر روی نهد می شکند

لشکر حسن تو هر چند پریشان گشته است

صائب از میوه جنت نخورد آب، دلش

دیده هر که بر آن سیب زنخدان گشته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام