گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است

سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد

جرعه اول مینا به زمین ریختن است

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا

مشک را با جگر سوخته آمیختن است

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش

مست را کار همین فتنه برانگیختن است

دل به تار نفس سست مبند از غفلت

که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب

گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام