گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت

خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت

خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب

گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت

گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف

موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت

تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار

صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت

نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان

چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت

خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا

در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام