گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت

کز زبان چرب، تشریف شکر بادام یافت

تنگدستی مایه امیدواری شد مرا

بهله با دست تهی تا از میانش کام یافت

بیقراری باعث آرامش دل شد مرا

آنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت

شانه را هرگز ز زلف پر شکن روزی نشد

این گشایشها که دل از حلقه های دام یافت

بود تا بر تن سر منصور بی آرام بود

آخر از دار فنا سر منزل آرام یافت

نقش شد در دیده ام ناساز چون موی زیاد

تا عقیق از رهگذار ساده لوحی نام یافت

کامجویان را نگردد روزی از بوس و کنار

شوق عاشق لذتی کز نامه و پیغام یافت

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

جم بلند آوازگی صائب ز فیض جام یافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

زنده نوشته:

این غزل در بحر رمل مثمن محذوف بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن سروده شده است ونیز دارای قافیه های مردف (به ردف اصلی) است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام