گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که راه گفتگو در پرده اسرار یافت

چون کلیم از لن ترانی لذت دیدار یافت

آنچه می جست از درخت وادی ایمن کلیم

همت منصور بی زحمت ز چوب دار یافت

شوق اگر مشاطه گردد، بی تکلف می توان

لذت آغوش گل از رخنه دیوار یافت

از بلندوپست عالم شکوه کافر نعمتی است

تیغ، این همواری از سوهان ناهموار یافت

گر سبک سازی چو شبنم از علایق خویش را

می توان در پیشگاه خاطر گل بار یافت

گاه در آغوش گل، گه در کنار آفتاب

شبنمی بنگر چها از دیده بیدار یافت

رخنه ای چون خنده بیجا ندارد ملک حسن

گلفروش از خنده گل راه در گلزار یافت

دیده پوشیده می باید قماش حسن را

پیر کنعان بوی وصل از چشم چون دستار یافت

صیقل آیینه گردون صفای خاطرست

می شود تاریک عالم سینه چون زنگار یافت

هر چه از عمر گرامی صرف در غفلت شود

می توان یک صبحدم در ملک استغفار یافت

شبنم از شب زنده داری بر سر بالین یافت

صائب از خورشید شمع دولت بیدار یافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام