گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از سودا آفرینش دل مکدر بازگشت

با دهان خشک ازین ظلمت سکندر بازگشت

دید رخسار تو، از آتش سمندر بازگشت

طوطی از گفتار شیرینت ز شکر بازگشت

باد دستان را کریمان دستگیری می کنند

ابر دایم از لب دریا توانگر بازگشت

گرد عصیان نیست مانع عاصیان را از رجوع

سوی دریا موج از ساحل مکرر بازگشت

جبه و دستار می خواهیم ما بیرون بریم

از خراباتی که صد قارون قلندر بازگشت

روح در زندان تن مانده است از افسردگی

آب نتواند به ابر از حبس گوهر بازگشت

هیچ کس را از شراب معرفت لب تر نشد

سر به مهر این باده چون مینا ز ساغر بازگشت

هر که زه کرد از سبکدستی کمان دار را

زود چون منصور ازین میدان مظفر بازگشت

نیست شیطان ناامید از آستان رحمتش

چون توانم من به نومیدی ازین در بازگشت؟

آن که صائب منع ما می کرد ازان خورشیدرو

دید چون آن چهره را با دیده تر بازگشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام