گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نرم نرم از خلق ناهموار می باید گذشت

بی صدای پا ازین کهسار می باید گذشت

تا درین محفل نفس چون نی توانی راست کرد

برگ می باید فشاند، از بار می باید گذشت

جسم خاکی بر نمی دارد عمارت همچو سیل

از سر تعمیر این دیوار می باید گذشت

نیست صحرای علایق جای آرام و قرار

دامن افشان زین ره پر خار می باید گذشت

پاس فقر از شور چشمان بر فقیران لازم است

تند و تلخ از دولت بیدار می باید گذشت

نازپروردان مشرب را غرور دیگرست

چون به مستان می رسی هشیار می باید گذشت

دامن گنج گهر آسان نمی آید به دست

گام اول از دهان مار می باید گذشت

نیست چون چشم بتان صحت دل افگار را

از سر تدبیر این بیمار می باید گذشت

فکر در دنیای بی حاصل جنون می آورد

صائب از اندیشه بسیار می باید گذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام