گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که از عالم مجرد شد غم عالم نداشت

مالک دینار شد هر کس که یک در هم نداشت

گوهر مقصود را در دامن همت نیافت

رخنه دل را صدف یک چند تا محکم نداشت

این زمان هر آدمی صد دیو را ره می زند

رفت آن عهدی که شیطان بیم از آدم نداشت

شد فلک در روزگار این خسیسان تنگ چشم

ورنه هرگز آفتابش چشم بر شبنم نداشت

این جواب آن غزل صائب که می گوید نقی

پا به زنجیر جنون چون من کسی محکم نداشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام